محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

180

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

سبب سخونت مىشود . و أسباب المرض البارد ثمانية و سبب‌هاى بيمارى سرد هشت است : ملاقاة برودة بالفعل يكى از آن مصادقت سردى است كه بالفعل سرد بود ، همچون هواى سرد و آب سرد و اين هر دو از اسباب برودت‌اند ليكن بالعرض احداث سخونت نيز مىنمايند به حقن حرارت و تكثيف مسام ، چنانچه در اسباب مسخنه شمرده شد . و ملاقاة برودة بالقوة دوم مصادقت سردى كه بالقوه سرد بود همچون اضمده و اطليه كه بالطبع مبرِّد باشند ، اگرچه بالفعل حار بود . انتباه متبادر از لفظ ملاقات ، مصادقت مبرِّدات است به ظاهر بدن لهذا در ذيل آن امثلهء ظاهريه ذكر شد و بر اين تقدير عدم بيان مبرِّدات باطنى را در اسباب برودت بنا بر وضوح خواهد بود ، چه هرگاه ملاقات بارد در ظاهر تبريد بخشد بديهى است كه ورود آن به باطن لا محاله سردى خواهد كرد . و مىتواند كه ملاقات عام باشد خارجاً كان أو داخلًا و در اين صورت به تأويلى ديگر حاجت نيست . و قلة الأكل في الغاية سوم كم خوردن است به نهايت ، يعنى بسيار كم خوردن . و ظاهر است كه غذا چون كم خورند به عوض رطوبت متحلله كفايت نخواهد و تحلل رطوبات باعث نقصان حرارت غريزى است و وى موجب ازدياد برودت ، زيرا كه حرارت به مثابهء چراغ است و رطوبت به منزل زيت و وجود زيت همچنان كه حافظ چراغ مىشود من حيث الذات قطع نظر از عوايقات ، كذلك حصول رطوبات حافظ مادهء حرارت مىباشد . و وجه ديگر آن كه در صورت قلًت اكل ، حرارت به تحليل رطوبت بدنى مىگرايد و افناى آن مىنمايد . و گذشت كه فناى رطوبت را فناى حرارت لازم است و فناؤها مبرِّد لا محالة . و بدانند اغذيه‌اى كه از وى خون كثير متولد نشود حكم قلَّت اكل است . و الإفراط فيه چهارم افراط در خون است ، چه در اين صورت به سبب تُخَمه و امتلا حرارت عاجز مىشود از هضم و محتقن گشته منطفى مىگردد و بالضرور برودت زياده مىشود . و نظير وى اضرار از افراط زيت است سراج را . و التكاثف المفرط پنجم كثيف شدن مسام است به افراط ، زيرا كه در اين صورت بنا بر اجتماع ابخره و ادخنهء كثيره محتقن مىگردد حرارت تا كه منطفى مىشود و برد در جوهر اعضاى مىافتد . و بدانند كه تكاثف بالذات سبب حرارت است و بالعرض سبب برودت . و الحركة المفرطة ششم حركت به افراط است . پوشيده نيست كه حركت چون به كثرت باشد هر چند فى الحال مسخن است ليكن در مآل برودت مىآرد بنا بر تحليل حرارت غريزى عام است كه حركت عام بود ، يا خاص به عضوى و بدنى بود ، چون رياضت‌ها و صنعت‌ها ، يا نفسى بود چون غضب و مانند آن ، يا طبيعى بود چون يقظه . و بدانند كه در حق معتادين افراطى كه در غير معتادين است افراط نيست ، پس مرتبهء افراط امرى است نسبى كه حسب قوت و ضعف مزاج و اعتياد و غير اعتياد مختلف مىباشند ، چون معلوم شده كه افراط حركت بنا بر شدت سخونت احداث برودت مىكند . در آخر بايد دانست كه غذاى مسخن نيز همان حكم دارد و به دستور دواى مسخن كه از خارج استعمال مىكنند چون مفرط باشد بنا بر تخلخل مسام و جذب حرارت به ظاهر و سهولت تخلخل احداث برودت مىنمايد به مثابهء تنور كه زواياى آن بگشايند . و از اين قبيل است ملاقات مسخنات ديگر چون حرارت نار و هوا و ماء كه به افراط باشد همين عمل دارد و آبى كه بالطبع حار بود چون مياه حمّات و ليكن ادويه مسخنه كه مستعمل شوند به داخل و عفونت كه در بدن افتد افراط اين هر دو را صاحب نفيسى گفته وجهى در تبريد ندارد ، اما از كلام صاحب موجز چنان معلوم مىشود كه اين هم باعث برودت باشد ، زيرا كه وى گفته هر چه تسخين كند به افراط